22 ویژگی انسان معنوی - مصطفی ملکیان

خرید بک لینک

1) انسان معنوی از لحاظ وجود شناختی معتقد است جهان بسیار فراخ تر از این جهان مادی است و علومی مانند فیزیک و شیمی و زیست شناسی تنها در شناخت بخشی از جهان به ما یاری می رسانند.

2) انسان معنوی از لحاظ معرفت شناختی معتقد به راز است و اینکه در جهان راز وجود دارد. راز با مسئله و معما فرق دارد، مسئله امری است که برای بشر مجهول است اما بشر توانایی فهم بالقوه آن را دارد؛ معما هم امری است که برای بشر به صورت مسئله مطرح می شود اما اگر به نحو صحیح مطرح می شد معلوم می شد این سؤال مسئله نیست و بلکه مسئله نماست. اما آنچه انسان معنوی به آن اعتقاد دارد راز است و راز امری مجهول که انسان تا زمانی که انسان است نمی تواند آن را کشف کند و بشر قدرت درک و فهم آن را ندارد. اعتقاد به راز آثار و فواید فراوانی بر روان بشر دارد.

3) از لحاظ روانشناختی انسان معنوی معتقد است که حالت روانی فعلی وی مطلوب نیست و برای رسیدن به حالت مطلوب باید تلاش کرد؛ انسان معنوی همیشه در پی این است که به سمت عقاید ،احساسات جدیدتر و بهتر حرکت کند و همیشه در پی مطالب بهتر است.

4) انسان معنوی به هیچ ایسم و مکتبی قائل نیست و هر امری که به نظر مثبت و مفید باشد را از هر مکتب و مشربی اخذ می کند.

5) اساسی ترین سؤال انسان معنوی چه کنم است؟ و تمام سؤالات مختلفی که مطرح می شود اعم از از کجا آمده ام به کجا می روم هدف خلقت چیست؟ به اندازه ای اهمیت دارند که ما را در پاسخ سؤال فوق یاری کنند.

6) انسان معنوی دارای زندگی اصیل است. زندگی اصیل به این معناست که در زندگی تنها تابع فهم و تشخیص خود است و در زندگی او تقلید و تبعیت از افکار عمومی و... وجود ندارد.

7) اینجایی و اکنونی بودن یکی از ویژگی های انسان معنوی است. در دین نهادی و تاریخی نتایج بسیاری از اعمال در دنیای دیگر مشخص می شود، این در حالی است که انسان معنوی طالب معامله نقدی است و می خواهد نتیجه هر عملی را در همین دنیا ببیند. البته این به معنای انکار جهان دیگر از سوی انسان معنوی نیست او تنها می خواهد نتیجه هر عملی در همین دنیا مشخص شود.

8) از نگاه انسان معنوی نتایج اعمال انسانها، اموری تکوینی هستند بر خلاف انسان سنتی که نتایج اعمال را امری قراردادی می دانند و نه نتایج لابد منه و تکوینی.

9) انسان معنوی هدفش از انجام اعمال رضایت باطن، آرامش و شادی است و این بر خلاف انسان سنتی است که اعمال خود را برای رسیدن به بهشت یا دوری از جهنم انجام می دهد.

10) انسان معنوی نسبت به کلیت جهان رضایت دارد به این معنا که اگر چه این دنیا دارای درد و رنج های فراوانی است ولی انسان معنوی علاوه بر تلاش و کوشش جهت اصلاح امور به سمت وضعیت بهتر و نیکوتر، مجموعاً به کلیت جهان موجود نیز رضایت دارد.

11) انسان معنوی بین امور تغییرپذیر و تغییرناپذیر تفکیک ایجاد می کند و تمام هم خود را مصروف امور تغییر پذیر جهت بهبود آنها می کند.

12) انسان معنوی به لحاظ اخلاقی و روانشناختی تفاوت خود را با انسانهای دیگر پذیرفته است و برای او این تفاوتها امری مقبول است.

13) انسان معنوی همیشه در حال رقابت با خود است نه دیگران!، این رقابت در داشتن ما نیست بلکه در بودن ماست، به این معنا که در آن امری که رقابت صورت می گیرد دارایی ها نیست بلکه خود شخصیت فرد است. انسان معنوی پیوسته از خود می پرسد که من در چه وضعیتی هستم و امکان اینکه در وضعیت بهتری باشم وجود دارد؟

14) انسان معنوی در مقام نظر حقیقت طلب، در مقام عمل هدایت طلب و در مقام احساسات و عواطف دارای عشق-ورزی است.

15) انسان معنوی تجارب خود را در اختیار انسانهای دیگر می گذارد ولی از آنها طلب پذیرش نمیکند.

16) انسان معنوی هیچ گاه ناامید نمی شود زیرا به رغم مشکلات آبجکتیو {عینی، بیرونی} به لحاظ سابجکتیو {ذهنی، درونی} بسیار رضایت باطن و آرامش دارد و امیدوار و شاد است.

17) انسان معنوی با دیگران براساس عدالت، احسان و محبت رفتار می کند. در مراحل پایین معنوی فرد براساس عدالت رفتار می کند و در مرحله بعدی احسان و در نهایت به مرحله محبت داشتن نسبت به انسانهای دیگری میرسد!

18) انسان معنوی علی رغم اینکه به هیچ وجه خود را برتر از دیگران نمی بیند اما شدیدا خود را دوست دارد این امر نوعی خود دوستی معنوی است.

19) انسان معنوی کمترین مصرف و بیشترین تولید را در جهان پیرامون خود دارد. او چنان زندگی می کند که کمترین هزینه و بیشترین بازدهی را برای جهان هستی دارد. به این معنا گیرندگی اش حداقل و دهندگی اش حداکثر است.

20) تنها خودش را مسئول سرنوشت خود می داند پس هرگونه بهانه جویی را کنار می گذارد. انسان های مادی همه تقصیرها و کمی و کاستی ها را به گردن یکدیگر می اندازند؛ اما انسان معنوی هر چه معنوی تر شود احساس می کند خودش در حال شکل دادن به خودش است و اگر در جایی کوتاهی کرده خودش را مسئول می داند.

21) درد و رنجهای عالم بیرون بر انسان معنوی یا موجب درد و رنج نمی شود و یا اینکه دارای رنج های قابل تحمل می شود. زیرا درد و رنجها انسان معنوی را به معنا و آرمان زندگی می رساند و از این رو تحمل آنها آسانتر است.

22) انسان معنوی تعبد ندارد و این اصلی ترین تفاوت او با شخص دیندار است. البته این بدین معنا نیست که او به سخن بزرگان بی اعتناست بلکه بدین معناست که به سخنان آنان تعبد ندارد و آنها را بدون در نظر گرفتن نتیجه نمی پذیرد.

جمع آوری شده از سخنرانی ها و نوشته های استاد ملکیان


برچسبها: مصطفی ملکیان, معنویت باز اندیشی هویت اسلام شیعی - محسن کدیور...

ما را در سایت باز اندیشی هویت اسلام شیعی - محسن کدیور دنبال می‌کنید

برچسب: ویژگی,انسان,معنوی,مصطفی,ملکیان, نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:20

صفحه بندی