
خیلی از ما فکر میکنیم که هر چه در دین وجود دارد در قرآن نوشته شده یا سنت پیامبر بوده است. در حالی که چنین نیست. برای مثال در اسلام و مسیحیت بسیاری از مراسم مذهبی و آئینی ریشه ای بسیار قدیمی تر از پیدایش ادیان ابراهیمی دارند و سنتی آئینی و منطقه ای محسوب میشوند. در وام گیری اکثر مراسم کاتولیک ها از آئین میترائیسم یا مهر پرستی جای شکی نیست و در شیعیان ایران هم بسیاری از مراسم و حتی عقاید ریشه ای قدیمی تر از پیدایش اسلام دارند.همچنین است اعدادی رمز امیز مانند 3 و 7 و 12 و 40 که در همه تمدن های باستانی اعدادی مقدس به شمار می امدند و وارد عقاید اسلام یا شیعه هم شده اند.
آیین های سوگواری به عنوان بازتاب پنهانی ترین خواست ها و باورهای بشری و در شمار مهم ترین نمود های هویت اجتماعی اقوام هستند. امروزه در ایران به مناسبت درگذشت اقوام و نزدیکان،آیین ها و مراسمی برپا می گردد که با نام آیین های سوگواری و مراسم ختم شناخته شده اند. مراسمی که نسل اندر نسل و پیوسته برپا می شوند بدون آنکه فلسفه ای که در پس هر کدام نهفته است مورد توجه برگزارکنندگان قرار گیرد.برگزاری مراسم سوم،هفتم و چهلم برای درگذشته نیز از جمله این آیین هاست که یکی یادگار آیین زردشت،دیگری بازمانده از باورهای مندایی و سومی خاطره ای از مراسم سوگواری سکاها ست.
در اینجا با صورت مختصر به منشاء و منبع شماری از این آیین ها و مراسمی که بسیاری شیعیان ایران به اشتباه آنها را اسلامی میشمارند اشاره خواهد شد .
مراسم چهلم: سکاها از جمله اقوامی بودند که در فلات ایران میxadزیستند و بر نوع نگرش و آداب و رسوم مردم منطقه تأثیرات بسیاری گذاشتند؛ از جمله در برگزاری برخی عادات سوگواری. بدن هر سکایی پس از مرگ مومیایی میxadشد، جسد را در ارابه ای قرار میxadدادند و در حالی که هیأت عزاداران مویه کنان و اشک ریزان در پس ارابه در حرکت بودند، به نزد یکایک دوستان و آشنایان میxadرفتند تا همه با درگذشته وداع نمایند. این کار باید چهل روز طول میxadکشید. سرانجام در روز چهلم مرده به محل تدفین میxadرسید و طی مراسم ویژهxadای به خاک سپرده میxadشد.
شایان یادآوری است که گریستن، «خَنج» بر چهره کشیدن، موی کندن و... در مراسم سوگواری نیز یادگاری است که از نیاکان سکایی و سُغدی ما به جا مانده است، چرا که مویه کردن بر مرده هم در آیین زردشت مکروه به شمار میxadآمد و هم در آیین مندائی و مانوی.
این سه آیین بر این باورند که مویه بر مرگ کسان باعث آزار آنان درعالم ارواح میxadگردد و هر قطرهxadی اشکی که ریخته شود راه عبور مرده به جهان باقی را دشوارتر می سازد.
مراسم سوم: روان پس از مرگ تا سه روز بر بالین جسد خویش نزدیک سر میxadنشیند و در بیم است. روز چهارم، در صورتی که درگذشته فردی صالح و پرهیزگار باشد، نتیجه اعمالش همچون دوشیزه ای زیبا، خوشبو و دل آرا که زیباتر از او در تمام جهان یافت نمیxadشود نزد در گذشته میxadآید و او را از پل «چینود» [در اسلام صراط ] میxadگذراند.
اما در صورتی که درگذشته فردی ناصالح و گناهکار باشد اعمال او همچون عجوزهxadای زشت و بدبو که زشت تر از او در تمامی عالم وجود ندارد به پذیرهxadاش می آید تا او را به دوزخ بیفکند.
مراسم هفتم: مندائیان بر این باورند که روح پس از مرگ بعد از سه روز سرگردانی میان عالم مادی و جهان ارواح از آسمانxadها میxadگذرد تا به «آلما آد اپثاهیل» که یکی از طبقات هفتگانهxadی آسمان است برسد. روح در هر روز یک آسمان رامیxadپیماید و سرانجام در هفتمین روز به آخرین آسمان میxadرسد، به همین مناسبت مراسم بزرگداشتی برای روح بر پا میxadگردد و در آن غذایی برای مساکین آماده می شود تا باعث آمرزش روح درگذشته گردد.
خیرات برای روح درگذشته: در اندیشه ی زردشتی دو اصطلاح وجود دارد که به ارزشمندی کردارهای نیک برای روح اشاره دارد:«برای روان یا روانیگان» و «اَهُلوُداد» که هر دو اندیشه به باورهای اسلامی راه یافته است.
قرآن خوانی: در آیین زردشت برای رسیدن ثواب به روح مرده دعایی در روزهای چهارم و دهم و سیxadام و سر سال خوانده میxadشود که به «آفرین دَهمان» معروف است. به اضافهxadی نیایشxadهای همادین که در سه روز اول فوت خوانده میxadشوند. به نظر میxadرسد که این عمل شبیه خواندن سی جزء قرآن در مراسم ختمی است که برای مرده برگزار میxadگردد.
استفاده از خرما و حلوا در مراسم ختم :خرما و حلوا جزء جدایی ناپذیر پذیرایی از تشییع کنندگان و عزاداران در آیینهای سوگواری است؛ که هر کدام نمادی از غذای ارواح و رستاخیز به شمار میxadآیند. با کمی تأمل می توان ردپای حضور این دو عنصر را در آیینxadهای سوگواری میان رودانیxadها (بین النهرین) بازیافت.
....
منابع این متن، مناسب برای مطالعه بیشتر علاقه مندان:
کتابشناسی
ابن حجر عسقلانی، شهاب الدّین ابوالفضل احمد بن علی (1907 1909): تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، دائرة المعارف العثمانیة.
ابن سعد واقدی، ابوعبداللّه محمّد (1909): کتاب طبقات الکبیر، تصحیح ک. و. زترشتین، زیر نظر ادوارد زاخائو، لیدن، مطبعة البریل.
ابن هشام، ابو محمّد عبدالملک (1361): سیرت رسول اللّه، ترجمه و انشای رفیع الدّین اسحاق بن محمّد همدانی، با مقدّمه و تصحیح اصغر مهدوی، تهران، خوارزمی.
اوستا (1370): گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران، مروارید.
اوشیدری، جهانگیر (1371): دانشنامه مزدیسنا، تهران، نشر مرکز.
اولانسی، دیوید (1370): پژوهشی نو در میتراپرستی، ترجمه و تحقیق مریم امینی، تهران، چشمه.
برنجی، سلیم (1367): قوم از یاد رفته (کاوشی درباره قوم صابئین مندائی)، تهران، دنیای کتاب.
بلاذری، احمد بن یحیی (1959): انساب الاشراف، تحقیق محمّد حمیداللّه، قاهره،
بویس، مری (1374): تاریخ کیش زرتشت، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران، توس.
پورداود، ابراهیم (1380): خرده اوستا، تهران، اساطیر.
تالبوت رایس، تامارا (1370): سکاها، ترجمه رقیّه بهزادی، تهران، یزدان.
ذهبی، شمس الدّین محمّد (1417): سیر اعلام النبلاء، به کوشش محبّ الدّین ابی سعید عمر بن غرامة العمروی، بیروت، دارالفکر.
روایت پهلوی (1367): ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، مؤسّسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
زنر، آر. سی (1377): تعالیم مغان، ترجمه فریدون بدره ای، تهران، توس.
شاکد، شائول (1381): از ایران زردشتی تا اسلام، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، ققنوس.
شایست ناشایست (1369): ترجمه کتایون مزداپور، تهران، مؤسّسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
غزالی، محمّد (بی تا): الدرة الفاخرة فی کشف العلوم الآخرة، مجموعة الرسائل الامام الغزالی، بیروت، دارالکتب العلمیّة.
کوپر، جی. سی (1379): فرهنگ مصوّر نمادهای سنّتی، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرشاد.
گزیده های زادسپرم (1366): ترجمه محمّدتقی راشد محصّل، تهران، مؤسّسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
گیل گمش (1382): برگردان احمد شاملو، تهران، چشمه.
ماتیکان یوشت فریان (1365): ترجمه محمود جعفری، تهران، فروهر.
معین، محمّد (1364): «شماره هفت و هفت پیکر نظامی»، مجموعه مقالات دکتر محمّد معین، به کوشش مهدخت معین، تهران، مؤسّسه معین.
مولایی، چنگیز (1382): بررسی فروردین یشت (سرود اوستایی در ستایش فروهرها)، تبریز، دانشگاه تبریز.
مهشید میرفخرایی (1371): بررسی هادخت نسک، تهران، مؤسسه مطالعات و
تحقیقات فرهنگی.
مینوی خرد (1364): ترجمه احمد تفضّلی، تهران، توس.
وندیداد (1948): ترجمه محمّدعلی داعی الاسلام، حیدرآباد دکن، مطبعه صحیفه.
ویدن گرن، گئو (1377): دین های ایران، ترجمه منوچهر فرهنگ، تهران، آگاهان ایده.
Boyce, Mary (1975): A History of Zoroastrianism, Leiden, E. J. Brill.
Cooper, J. C. (1995): An Illustrated Encyolopaedia of Traditional Symbols, London, Thames and Hudson Ltd.
Drower, E. S. (1962): The Mandaean of Iraq and Iran, Leiden.
MaÎtiÎkaÎn eÎ HazaÎr DaÎtastaÎn (1937): translated by S. J. Bulsara, Bombay.
Shaked, Shaul (1995): "For the sake of the soul: a Zoroastrian idea in transmission into Islam", From Zoroastrian Iran to Islam, Leiden, Variorum.
Widengren, Geo (1968): Les religions de l''''Iran, Traduit de l''''Albemand a par. L. Jospin, Paris, Payot.
Zaehner, R. C. (1975 a): The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, London, Weidenfeld and Nicolson.
برچسبها: خرافات باز اندیشی هویت اسلام شیعی - محسن کدیور...
ما را در سایت باز اندیشی هویت اسلام شیعی - محسن کدیور دنبال میکنید
برچسب: سوگواری,
نویسنده:
بازدید: 208
تاريخ: چهارشنبه
17 آبان
1396 ساعت: 23:18